السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
56
تفسير الميزان ( فارسي )
از پيش پرستش مىكردند نمىباشد ، و ما نصيب آنان را تمام و بى كم و كاست مىدهيم ( 109 ) . براستى موسى را كتاب داديم و در آن اختلاف رخ داد ، و اگر گفتار پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود ميان ايشان داورى شده بود ، كه آنان در باره كتاب موسى سخت در شكاند ، شكى آميخته با بدبينى ( 110 ) . پروردگارت سزاى اعمال همه آنان را تمام مىدهد كه او از اعمالى كه مىكنند خبر دارد ( 111 ) . پايدار باش چنان كه فرمان يافته اى و هر كه با تو سوى خدا آمده نيز ، و سركشى نكنيد كه او بينا به اعمال شما است ( 112 ) . به كسانى كه ستم كردهاند متمايل نشويد كه جهنمى مىشويد و غير خدا دوستانى نداريد و يارى نمىشويد ( 113 ) . دو طرف روز و پاسى از شب نماز به پا دار كه نيكيها بديها را نابود مىكند ، اين تذكرى است براى آنها كه اهل تذكرند ( 114 ) . و صبور باش كه خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمىكند ( 115 ) . چرا از نسلهاى پيش از شما جز كمى از آنها كه نجاتشان داده بوديم ، صاحبان خرد نبودند كه از تباهكارى در اين سرزمين جلوگيرى كنند و كسانى كه ستم كردند مطيع لذتهاى خوش شدند و بزهكار بودند ( 116 ) . پروردگارت چنين نبود كه اين دهكده ها را اگر مردمش اصلاحگر بودند به سزاى ستمى هلاك كند ( 117 ) . اگر پروردگارت خواسته بود همه مردم را يك امت كرده بود ولى پيوسته مختلف خواهند بود ( 118 ) . مگر كسانى كه پروردگارت به ايشان رحمت آورده و براى رحمت خلقشان كرده و سخن پروردگار تو بر اين رفته كه جهنم را از جنيان و آدميان يكسره لبالب مىكنم . ( 119 ) بيان آيات پس از آنكه داستانهاى امتهاى گذشته و سرانجام شرك و فسق و لجبازى و انكار آيات خدا و استكبارشان را از قبول حق كه انبياى آنان بدان دعوت مىكردند ، براى پيغمبر گراميش تفصيل داد خاطرنشان مىسازد كه چگونه رفتارشان ايشان را به هلاكت و عذاب استيصال و در آخرت و روزى كه اولين و آخرين يك جا جمع مىشوند به عذاب دائمى دوزخ مبتلا مىسازد و پس از آنكه در آيات گذشته آن تفصيلات را خلاصه نموده ، اينك در آيات مورد بحث به پيغمبرش دستور مىدهد كه او و هر كه پيرو اوست از آن داستانها عبرت گيرند و براى خود كسب يقين كنند ، كه شرك و فساد در زمين آدمى را جز به سوى هلاكت و انقراض رهنمون نمىشود ، لا جرم مىبايستى دست از طريق عبوديت برنداشته ، خويشتن دارى و نماز را شعار خود سازند ، و